مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

697

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> وتصريح مىكند كه : « اين‌حضرت زينب كه امّ كلثوم كنيت داشته وبه سراى عمر رفته ، از زوجات ديگر أمير المؤمنين است ونه از حضرت صديقه طاهره ( سلام‌اللَّه عليها ) كه بلا ترديد در سراى عبداللَّه جعفر بوده است . چه معلوم نيست كه عبداللَّه به مزاوجت هردو دختر أمير المؤمنين عليه السلام افتخار داشته باشد . » اما از اين‌كه سبط ابن‌جوزى مىنويسد : « عبداللَّه را از امّ كلثوم فرزندى پديد شد . » بيرون از غرابت نيست . چه حضرت زينب را چنان‌كه معلوم آيد ، از عبداللَّه بن جعفر فرزند إناث وذكور بوده است . مگر اين‌كه گوييم : « وى امّ كلثوم صغرى بوده است . » 2 در جلد دوم از كتاب دوم وچهارم از كتاب ناسخ التواريخ مسطور است : در سال هفدهم هجرى ، عمر ابن الخطاب به حضرت أمير المؤمنين عليه السلام فرستاد وامّ كلثوم را از بهر خويشتن خواستارى كرد . اين سخن در خاطر علي عليه السلام ثقلي بزرگ بيفكند وفرمود : « امّ كلثوم هنوز كودك است . نه هنگام آن است كه أو را به شوهر فرستند . » عمر گفت : « يا أبا الحسن ! من آرزومندم كه بدان كرامت مخصوص شوم ؛ چندان كه هيچ كس را چندين آرزو نباشد . » علي عليه السلام فرمود : « من أو را تزويج كنم وبه سوى تو فرستم تا اگر درخور اين مقام باشد ، تو را باشد . » وامّ كلثوم را عقد بست وبه سراى عمر فرستاد وچهار هزار درهم در كابين أو مقرر گشت . عمر به ديد مهر وحفاوت در وى نگران شد ودست فرا برد وجامه از ساقش به يك سوى كشيد . امّ كلثوم غضبناك شد وفرمود : « اگر نه آن بودى كه أمير المؤمنين بودى ، بيني تو را درهم بشكستم . » به روايتي فرمود : « چشم تو را برمىكندم . » واز نزد عمر بيرون شد وبه حضرت پدر بيامد وعرض كرد : « مرا به نزديك پيرى نكوهيده كيش فرستادى . » فرمود : « اى فرزند ! أو شوهر تو است . » بالجملة ، روز ديگر وقتي كه مهاجر وأنصار نزد عمر شدند ، گفت : « مرا ترحيب وترجيب گوييد ومبارك باد فرستيد . » گفتند : « سبب چيست ؟ » گفت : « امّ كلثوم ، دختر على را كابين بستم . « سمعت رسول اللَّه صلى الله عليه وآله يقول : كلُّ نسبٍ وسببٍ وصهر منقطع يوم القيامة إلّانسبي وسببي وصهري ، فكان لي به النّسب والسّبب وأردت أن أجمع إليه الصّهر » . از رسول خداى صلى الله عليه وآله شنيدم كه مىفرمود : « هر نسبى وسببي وصهرى در روز قيامت قطع مىشود ، مگر رشتهء خويشاوندى ودامادى من . » همانا من از قبيلهء قريشم . خويشاوندى من با رسول خداى استوار است . خواستم به دامادى آن حضرت شرافتى ديگر به دست كنم . پس امّ كلثوم ، دختر على را تزويج كردم وشما را واجب است كه مرا تهنيت گوييد . » -